شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
نظرات: ۰
۰
-
شبهای باشکوه تجمع/۸۳

حمید یزدان پرست.

جمعه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
مجری «مرگ بر اسرائیل» می گوید و مردم پرشور جواب می‌دهند.   بعد می‌گوید:«مرگ بر آمریکا»، مردم چند بار تکرار می‌کنند. ادامه می‌دهد: «مرگ بر انگلیس» و سپس داد می‌زند: «مرگ بر منافق!» و مردم از دل فریاد می‌کشند و تکرار می‌کنند. آنگاه می‌گوید: «اسامی شهدا را می‌خوانیم و همه بگویند حاضر.» 
حالا دو خبرنگار که یکی‌شان دوربین دارد، از من درباره این نوشته‌ها می‌پرسند، گفتم: «بروید دل‌نوشته‌های کنار تصاویر بچه‌های میناب را ببینید.» خدا کند تلویزیون برنامه‌ای از همین نوشته‌ها تهیه کند. یک گروه روی صحنه آمده‌اند که خیلی گوشخراش طبل می‌کوبند و مجری اسامی شهیدان را به صورتی کشدار می‌خواند:شهید سیدعباس موسوی،  سیدحسن نصرالله!
مردم برای هر کدام «حاضر» می‌گویند و او باز از کسان دیگر نام می‌برد: هاشم صفی‌الدین، شیخ نبیل قابول، حاج عماد مغنیه، سید فؤاد شُکر، شهید حاج ابراهیم عقیل و دیگران و دیگران که برایم خسته‌کننده می‌شود. مردم نیز «حاضر، حاضر» می‌گویند. او ول نمی‌کند و به نظرم کار بچگانه‌ای می‌آید که به درد مدارس می‌خورد، نه جایی با غلبه بزرگسالان.
در غرب میدان، «حَمَلۀ الحکیم الاغاثیۀ لدعم الشعبَین الشقیقیَن الایرانی و اللبنانی» (کمپین امدادرسانی حکیم، یاری‌رسانی به مردم عزیز ایران و لبنان) برپا شده است و بر پیشانی موکب، عکسهای بزرگی از علما نصب کرده‌اند: امام، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله سیدمحسن حکیم و فرزندان و نوادگانش: شهید محمدباقر، سید عبدالعزیز و سیدعمار،رهبر شهید و آقامجتبی.  
ظریف
صدای مجری می‌آید که: به من گفته‌اند درباره مقاله وزیر خارجه قبلی ایران بگوییم...
و این به خاطر آن است که ظریف مقاله‌ای به انگلیسی در فارین پالیسی نوشته و به طور خلاصه گفته است: «ایران باید از موقعیت خود، برای اعلام پیروزی و حرکت به‌ سوی یک توافق صلح جامع استفاده کند. چنین توافقی با لغو تحریم‌ها در ازای اعمال محدودیت‌های هسته‌ای و نیز از طریق بازگشایی تنگه هرمز، انعقاد پیمان عدم تجاوز با آمریکا و توسعه همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای، می‌تواند به درگیری کنونی پایان دهد و از بروز تنشهای آینده جلوگیری کند...» 
حالا عده‌ای دارند اعتراض می‌کنند که او کشور را به تسلیم تشویق کرده؛ بنابراین باید بازداشت و محاکمه شود. حتی یکی از مداحان سه روز فرصت داده که او بگوید غلط ‌کردم، وگرنه چه و چه!  یک بار دکتر محمدرضا مرندی (پسر دکتر مرندی پزشک) گفت: «من در مصاحبه‌ای این‌جور گفتم (الان یادم نیست) و عده‌ای آن را دست گرفتند که: مرندی اِل و بِل است و می‌خواهد روابط را به هم بزند و از این قبیل حرفها! گفتم: بابا، من کاره‌ای نیستم، نه وزیرم، نه وکیلم، نه نماینده نهادی. من حرف خودم را می‌زنم، بگذارید خارجی‌ها به من بتازند و جلز ولز کنند، شما چرا چنین می‌کنید؟ مقامات رسمی که نمی‌توانند از این حرفها بزنند...» 
حکایت ظریف است. وزیر است؟ نه. سفیر است؟ نه. وکیل است؟ نه. معاون است؟ نه. مشاور است؟ نه. عضو تشخیص مصلحت؟ نه. عضو شورای امنیت؟ نه. عضو شورای انقلاب فرهنگی؟ نه. هر روز و هر شب در صداوسیماست؟ نه. در نمازجمعه سخنرانی می‌کند؟ نه. هر هفته برنامه یک‌ساعته تلویزیونی دارد؟ نه. صاحب‌امتیاز یا مدیر مسئول یا سردبیر روزنامه یا مجله یا رسانه‌ای است؟ نه. هیچ کدام از اینها نیست و حرفش این‌قدر اهمیت دارد؟ پس شخص مهمی است و دست‌کم باید حرفش را شنید. حضرات در این حد هم تحمل نمی‌کنند. 
فقط همین اندازه بنویسم که برخی با چه الفاظی از او یاد می‌کنند و ایراد می‌گیرند که: «ای فلان فلان شده، ما کی به آمریکا تجاوزی کرده‌ایم که از عدم تجاوز متقابل می‌گویی؟» گاه ناچار می‌شوم به جای نوشتن، جواب بدهم و بگویم: وجه پنهان عدم تجاوز متقابل با آمریکا، یعنی اعلام همترازی با کشوری که خود را ابرقدرت دنیا می‌داند: نه تو در کشور ما دخالت کن (که تا به حال می‌کرده‌ای)، نه ما در کشورت دخالت می‌کنیم (که هرگز نکرده‌ایم).
می‌گویند: پیشنهاد کرده ما تن به اعمال محدودیت‌های هسته‌ای بدهیم؟ می‌پرسم: مگر تا به حال نداده‌ایم؟
ـ نه، نداده‌ایم، ما زیر بار زور نمی‌رویم و نباید هم برویم. این‌همه شهید برای چه دادیم؟
ـ : آفرین به غیرتت! هرگز ایرانی باغیرت زیر بار زور نمی‌رود؛ اما آیا ما می‌خواهیم سلاح هسته‌ای بسازیم؟
ـ نه، رهبر شهید فتوا دادند که حرام است.
ـ : خدا پدرت را بیامرزد. آیا تهدید کرده‌ایم که در آینده سلاح هسته‌ای خواهیم ساخت؟
ـ نه، فعالیت ما صرفاً صلح‌آمیز است، مثل استفاده در پزشکی، کشاورزی و از این قبیل چیزها.
ـ : «اعمال محدودیت‌های هسته‌ای» یعنی همین. چیزی را که خودمان عملاً به آن پایبندیم، به عنوان منت سر طرف مقابل مطرح می‌کنیم.
ـ فکر نکنم! اینها در غرب زندگی کرده‌اند و فرزندانشان آنجا بار آمده‌اند و فکر و ذهنشان آمریکایی است...
خیلی سالها پیش، یکی از آشنایان ۱۰ ـ ۱۲ ساله که متولد آمریکا بود، آمده بود خانه ما. بچه همسایه نیز که همسنش بود، آمد. هر دو دختر بودند و می‌توانستند با هم کلی حرف بزنند و بازی کنند؛ اما چون از ابتدا به بچه همسایه گفته بودیم این دختر از خارج آمده و او هم چند کلمه انگلیسی حرف زده بود، هر چه فارسی حرف می‌زد، دختر همسایه می‌گفت: «من نمی‌فهمم!» می‌گفتیم: «او دارد فارسی حرف می‌زند» (حرفهای معمولی)؛ ولی او صادقانه می‌گفت: «من نمی‌فهمم چه می‌گوید!» و راست می‌گفت؛ چون بنا را بر این گذاشته بود که او خارجی حرف می‌زند و من که بلد نیستم، پس هر چه بگوید، من نمی‌فهمم! 
این دوستان غیرتمند صادق نیز چون فکر و ذهنشان این‌گونه شکل گرفته که این افراد خائن یا واداده یا نفوذی‌اند، هر چه از آنها بشنوند، به جای حمل بر صحت گفتار فرد مسلمان، دروغ و توطئه و وادادگی تصور می‌کنند؛ چون قبل از تصور، چنان توصیفی را درباره آنها تصدیق کرده‌اند. پیش چشمت داشتی شیشه‌ی کبود/ زان سبب عالم کبودت می‌نمود. به آنها که مقصود دیگری دارند، کاری ندارم.
هنرمندان
حالا عده‌ای از هنرمندان روی صحنه می‌آیند که مجری یکی یکی را معرفی می‌کند: خانم‌ها: فریده سیدمنصور، انسیه شاه‌حسینی، و آقایان: هوشنگ توکلی، علی رویین‌تن و محسن علی‌اکبری (تهیه‌کننده). بعد می‌گوید: به کوری چشم آنها که در هر جای جهان چشمشان به دورزار دهشاهی است!
و این طعنه به پیرکودک نادان و هواداران اوست. برخی بازیگران که نان ملت را خوردند و به هر دلیل به سوی دشمن غلتیدند و علیه هموطنان و کشورشان حرفها زدند. مردم متوجه می‌شوند و تکبیر می‌فرستند. هنرمندان پشت بلندگو می‌آیند و چون آنها را نمی‌شناسم، نمی‌توانم اسمشان را بنوسیم،  مگر کمکم کنند. اولی می‌آید و می‌گوید: 
ـ خیلی افتخار می‌کنم که جزو مردم ایرانم. هیچ وقت مثل امروز افتخار نکرده‌ام که ایرانی‌ام و عاشق این پرچم. و خوش به حال شهیدان که در این پرچم پیچیده می‌شوند! ایران برای ثبت این لحظه‌ها و حماسه‌ها، سینما دارد. اسرائیل سینما ندارد. هنرمندان سینما تا آخرین قطره خونشان، پای ایران می‌ایستند. هنرمندان سینمای آمریکا متحد با مردم ایران، به ترامپ فحش می‌دهند. از مردم آمریکا و اسرائیل خواهش می‌کنم در یک میدان پرچمشان را بیاورند. قول شرف می‌دهم این اتفاق نمی‌افتد! دانشگاه‌های ما را می‌زنند. اگر مَردید، دانش و اعتقاد ما را بزنید. ننگ بر آمریکا، ننگ بر اسرائیل! 
من که درست نفهمیدم چه شد؛ اما مردم تشویق و همراهی می‌کنند. سپس خانم سیدمنصور آمد که خیلی کوتاه گفت: 
ـ از ماست که بر ماست؟ بله، پس بگو: مرگ بر وطن‌فروش خائن!
مردم تکرار می‌کنند و نوبت به بانو شاه‌حسینی می‌رسد: 
ـ درود بر شما ملت قهرمان نجیب و شریف! با حرکتی که انجام دادید، مطمئن باشید نسلهای آینده از شما یاد خواهند کرد. نه‌تنها دل رزمندگان را در آن وادی خطر، درود بر شما. کار دیگرتان که مهمتر است، اینکه در خصوص مسائل فرهنگی، زیر میز زدید. من که فیلم سینمایی ساختم، مسئولان می‌گفتند: «ذائقه مردم عوض شده، بروید فیلم‌های کمدی بسازید.» شما را که می‌بینم، احساس می‌کنم همان قهرمانان فیلم‌های دفاع مقدس هستید. به پشتیبانی شما، باز فیلم‌های دفاع مقدس خواهیم ساخت.
مردم اظهار شادمانی می‌کنند و علی‌اکبری (تهیه‌کننده مریم مقدس؟) پشت میکروفون می‌آید و می‌گوید: 
ـ افتخاری است برای اینکه زیر خاک پای شما هستم. ۴۷ سال ما را تحریم کردند؛ الحمدلله فروشگاه‌ها پر است، مانند اینکه مشکل نداریم. یک ماه است یک ذره تنگه را بستیم، اروپا به خاک نشسته است! زمانی که امام‌حسین در کربلا چشمش را بست، خیلی از یاران رفتند، زمانی که رهبر ما چشمش را بست، ۳۴ روز است، ایستاده‌اید و دشمن مانده؛ اگر شما بودید، آن اتفاق در کربلا نمی‌افتاد.
مردم بار فریاد می‌زنند: «هنرمند باشرف، تشکر، تشکر!» هنرمند دیگر می‌آید و می‌گوید: 
ـ به یاد رهبر کبیر، رهبر شهیدمان که تا چهلمش عزاداریم. بعد از ۲۰۰ سال، به همت این رهبر بزرگ موفق شدیم انقلاب صنعتی را پشت سر بگذاریم. ۳۰ سال است که از جهان‌سومی بودن بیرون آمدیم. دستاوردهای علمی‌مان جهان را حیرت‌زده کرده است. مرگ بر اسرائیل!
مردم که به وجد آمده‌اند، پرچم‌هایشان را تکان می‌دهند و داد می‌زنند: مرگ بر اسرائیل. و نفر آخر می‌آید که او نیز فشرده حرف می‌زند:
ـ در مزخرفات ترامپ، اتفاقی افتاد که به فال نیک می‌گیریم؛ گفت: «ایران». جمهوری اسلامی و ایران را یکی گرفت. دشمن آنها فقط ایران است!
دست تکان می‌دهند و با روحیه و شادان می‌روند. مجری که خیلی مؤدب است، در این موارد و بلکه تمامی موارد سنگ تمام می‌گذارد. یا دعایشان می‌کند، یا احسنت و آفرینی نثار می‌کند. روحیه مردم نیز بهتر شده است. نوعی همبستگی مضاعف که خدا کند دستی دستی خرابش نکنیم. هر که می‌خواهد من و تو «ما» نشویم، خانه‌اش ویران باد!
آتشفشان 
پیرزنی پشت سرم روی صندلی تاشو نشسته و جلویم پسرکی حدود دوساله هی چپ و راست می‌کند و هر دو با لبخند نگاهم می‌کنند. گروه لبنانی سرودی به فارسی اما به سبک عربی می‌خوانند: 
آتشفشان خشم ایران را ببین
طوفان ببین، الله، الله، الله‌اکبر
بشین و طوفان را ببین
در آسمان سجیل‌باران را ببین
آئینه خون شهیدان را ببین
 «یا حیدر» پیر خراسان را ببین...
سرود بعدی به عربی است: «الموت، الموت، الموت لاسرائیل...» سپس شعار می دهیم: «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم»، «جنگ، جنگ تا پیروزی...» مردی که با زن و بچه‌هایش آمده، می‌گوید: «صدام بزن جای دیروزی!»
آقای ... [اسمش را ننوشتم، چون شاید نظرش عوض شده باشد] ‌  برای سخنرانی می‌آید و خیلی از دکتر ظریف بد می‌گوید و ازجمله اینکه: اگر جایش را به من بگویند، می‌روم او را می‌کشم! گفته: «اتمی را تحویل می‌دهیم، تنگه را باز می‌کنیم، آمریکا قول بدهد حمله نمی‌کنیم.» ... خورده! حیدر کرار می‌گوید: چون مردابی برای دشمنان فراهم می‌سازیم که چون در آن درآیند، نتوانند برون آیند. اکنون حضور شما و سلحشوری نیروهای مسلح مصداق کلام امیرالمؤمنین(ع) است. چنان صحنه‌ای را رقم زده‌اید که ابهت و آبروی آمریکایی‌ها را درهم شکسته است. شما شبیه بچه‌های حیدر کرارید. 
ترامپ متوهم دیروز گفته: «یا تسلیم شوید، یا شما را به عصر حجر برمی‌گردانم!»اولا  تو در شرایطی هستی که دنیا تو را شکست‌خورده قطعی می‌داند. گفته‌ بودی: «در یک هفته ایران را از نقشه جهان محو می‌کنم»، ولی ملت آمریکا پرچم ایران را به اهتزاز درآوردند.. آمریکا دیگر اعتبار گذشته خود را ندارد. ناوهای غول‌پیکر و ادوات فوق پیشرفته‌اش در این ایام مورد اصابت ایرانیان غیور درمی‌آیند. ادبیات سخیف او نشان از شکست و خواری او دارد. اقتدار ایران به دانش جوانان مستعدی است که دنیا همواره به دنبال جذب آنها بوده. اقتدار ما به دانشمندان کم‌نظیری است که خواب را از چشمت ربوده‌اند. تکیه مردم ایران به نصرت‌ها و وعده‌های الهی است: ان تنصرالله ینصُرکم. 
بعد مقایسه‌ای میان «ریاضیات جنگ» و «الهیات جنگ» می‌کند و مقصودش محاسبات دنیوی و معنوی است. ریاضیات جنگ می‌گوید کسی که کشته شود، از بین می‌رود؛ ولی الهیات جنگ می‌گوید شهیدان زنده‌اند. شرایط به گونه‌ای است که دشمن دستاورد نداشته و ممکن است دست به جنون بزند و تصمیم شما چیست؟ آیا مرعوب سست‌ایمانانی خواهید شد که دم از سازش می‌زنند؟... 
چون مقاله ظریف را خوانده‌ام، بعید می‌دانم او خوانده باشد که چنین نقل قول‌های نادرستی می‌کند و پیامدش به آن نحو داوری می‌کند. 
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی